جهان سومی ها
سلام عزیزان دلم یه نظر ناقابل بدین خوشحال میشم ممنون
آهو خیلی خوشگل بود. یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟ میخوام بهتون موضوع انشا بدم..... عشوه خرکی چیست؟؟؟؟؟ به چه مواردی گفته میشه؟؟ در چه جاهایی بیشتر به وقوع میپیونده؟؟؟؟؟ یا اصلا هر چه راجع به عشوه خرکی میدانید بنویسید.... به بهترین انشا جایزه میدم.... کیبورد مفت.. مانیتورم مفت .... تشکر نوشت: از دوستای خوب خوبم که تو دو پست قبلی تولد مامانمو تبریک گفتن و من و ایضا مامانمو خوشحال کردن ممنونم..... مامانم هم خواست ازتون تشکر کنم.... نخ سوزن از فرشته و ونوس و آدی جون و مسعودشون.... بعدا نوشت: خوشحالیم.. مونس جون خوش اومدی ..صفا آوردی..... خدا دلتو شاد کنه که شادمون کردی.. {صد سال بعد از مرگ من گر بشکافی قبر من خواهی شنید از قلب من دوستت دارم گل من} F 

![]()
![]()
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته, همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی, تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه: مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند.![]()
![]()

| قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا |
تبلیغات 